| شعر شماره 6 |
|
|
|
| اشعار - اشعار | |||
| نوشته شده توسط هژیر بهار | |||
| چهارشنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۵۲ | |||
|
من محکوم شده ام من محکوم شده ام چون گفته ام شاهزاده ای را دوستش دارم اما نمی دانم که چرا هر چه به آن شاهزاده زیبا دل می دهم فقط مرا فراموش می کند بیشتر از من دور می شود من نمی دانم باید به کدام ستاره خیال اش پناه ببرم که دیگر او به من نگوید که دوستت ندارم سالها رنج کشیدم تا محبوب زیبایم را بتوانم در آغوش خیالم بکشم اما افسوس که فقط یک افسانه بیش نبود و من تا زمان مرگم از خواب بیدار نخواهم شد که واقعیت خیال را بفهمم من نمی دانم با که سخن بگویم تا از گیج گاهی حقیقت بیرون بیایم و زندگی را به معنی واقعی خود بفهمم از اینجا تا کجای دنیا باید بدوم تا خود را پیدا کنم به کی پناه ببرم که با من روراست باشد به کی پناه ببرم که عشق واقعی مرا بفهمد ای کاش مهربان من تابستان 86 هژیر بهار
|
|||
| آخرین به روز رسانی در جمعه ۲۲ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۰۴:۰۳ |





















