facebook
twitter
logotype
شعر شماره 8 PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 0
بدخوب 
اشعار - اشعار
نوشته شده توسط هژیر بهار   
چهارشنبه ۰۶ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۵۰

روزی با شاهزاده خیال به باغ ملکوت رفتیم

وی در آنجا پیرمردی را دید که بسیار مهربان بود

آن پیرمرد چیزها به شاهزاده آموخت

اما شاهزاده فکر کرد در خیال به سر می برد

با شاهزاده سخن ها گفتم اما

شاهزاده رو به من گفت خیال است و خیال

به من بگو ای نگار ختنی که من با شاهزاده

چه بگویم که او در خیال نیست و در رویاست

ناگهان ندائی از غیب رسید و گفت

گذار بحال خود رها باشد روزی خواهد فهمید

سر به آسمان کردم پیغام را به سیمرغ دادم

که شاید آن پیغام روزی برسد به ملک سلیمان

تابستان 86 هژیر بهار

 

Powered by Web Agency

rssfeed
Email Drucken Favoriten Twitter Facebook Myspace Stumbleupon Digg MR. Wong Technorati aol blogger google reddit YahooWebSzenario
آخرین به روز رسانی در جمعه ۲۲ مهر ۱۳۹۰ ساعت ۰۴:۰۱
 

موزیک

In order to view this object you need Flash Player 9+ support!

Get Adobe Flash player

Powered by RS Web Solutions

ماژول پرداخت انلاین بانک پاسارګاد نسخه 1.5

آمار سایت

اعضا : 6
محتوا : 237
پیوندها : 18
بازدیدهای محتوا : 875182

DjProducers

نمایش تصادفی تعداد کاربران آنلاین

کاربران آنلاین: 219

ماژول ثبت نام اهورا



تمام فیلد های ستاره دار باید تکمیل گردند

ماژول پرداخت آنلاین بانک پارسیان

:
مبلغ: ریال
.شرکت طراحان و نقش آفرینان هژیر مقدم شما را گرامی می دارد و لحظات خوشی را برای شما آرزومند است
Flash banner maker online
با کلیک بر روی 1+ ما را در گوگل محبوب کنید
ایمن شده بوسیله وب سایت جومینا وب سایت جومینا